در گرمی حرفهای دوستی تو دیدم و حس کردم
شاید تو ان کسی بودی که من بدنبا لش می گشتم
تا غمهای نهفته شده دلم را با تو در میان بگذارم
می خواهم که تو دوستی را در وجودم بکاری تا ان را با قلبی ارام احساس کنم
تا ببینم در زندگی من هم یک دوست پر از مهر و محبت دارم
من می خواهم عشق دوست داشتن را از عشق قلب تو بیاموزم
تا برای یک بار هم شده قلب سرشار از ازارم را با رامی بسپارم
دوستم دوست داشتن تو برای زندگی من یک افسانه زندگیست
که می تواند همراه من راههای پر از تاریکی زندگیم را بپیماید و
مرا در تونل تاریک به روشنایی برساند