Tuesday, January 23, 2007

به فکر تو هستم همیشه

در غربت و تنهایی دور از دوست و عشق و تنها با دلی شکسته تو را احساس می کنم می دونم که قلب پریشان تو پر از حرفهای عاشقانه پر ازرازهای پنهانی پر از عاطفه و ارزوست می دونم و تو رو احساس می کنم که گلهای زندگی تو در تاریکی های تونل زندگی تو پر پر می شود ای کاش که مانند قلبت به من نزدیک بودی ای کاش که می تونستم تو رو در کنار خودم احساس کنم مانند قلبی که مال توست واون رو در قلب خودم احساس می کنم ای کاش می تونستم با دستهای پر از دوستیم اشکهای پر از حرف و اشفته تو رو روی رخسار پاکت پاک کنم ای کاش می تونستم تو رو از نزدیک در اغوش بگیرم تا تپش قلب من را احساس کنی. و ببینی که برای دیدن تو به رقص افتاده و می خواهد از قفسه سینه ام بیرون بیاید و خودش رو برای همیشه در اغوش تو بیاندازد. دوستت دارم و می خوهم با تو باشم برای راههای تاریکی و رسیدن به روشنایی عشق وامید