Friday, February 02, 2007

همیشه به انتظار تو

همیشه انتظار در انتظار تو همیشه چشم به را هم تا تو بیا یی و مرا با حرفهای شیرینت ملامت کنی نمی دانم ولی می فهمم که تو برای من یک مرهم شده ای که زخمهای که در دلم سپر ی شده است دوا می دهی
تا دیگر زهر تلخ این زندگی را فراموش کنم می دانم تو می توانی اینده ای پر از دوستی و محبت برایم بسا زی
که شاید ازان بیشتر از یک عشق لذت خواهم برد می دانم که یک دوست خوب می تواند جای یک عشق را باسانی پر کند
و این راه تاریک را با هم همرا شوند که به روشنایی برسند
من می خواهم کسی باشم و تو هم همراهم باشی
تا دیگه تنها نباشم و احساس ترس و تنهایی را فراموش کنم در وجودم