می خواهم قلبم رو تو دستهایت بگذارم و
تومرا احساس کنی و من تو را
ان چشمهاي عاشقانه ، ان حرفهاي عاشقانه
ان اشکهاي عاشقانه ، همه و همه
به من زندگي دوباره مي بخشد
نمي دانم ولي مي خواهم
چند قطره از اشکهاي عاشقانه خودم را
به جوهر قلمم اظافه کنم
تا کاغذ سفيد را با نوشتنهای پر از مهر و دوستي
و عشق برای تو سياه کند
تا بتواني حرف اشکهای عشق من را در برا بر خودت احساس کني
مي خواهم نوشته هايم را با دل بپذيری
تا شايد بتواند در گوشه ای از دل تو جايی بگيرد، و من را احساس کنی
اری من مي خواهم با دستهای گرمم ، دستهای پر از غم و و لرزان تو رو تند بفشارم و تو رو در اغوش بگيرم
تا مرا احساس کنی . ببينی که گرمی بدن تو هنوز مي تواند يک قلب سرد را گرم کند
اری عزيزم مي خواهم لبهای قشنگت را با لبهايم بفشارم تا خون رگهای قلبم به لرزه افتد
و تو رو با تمام وجودم احسا س کنم. مي خواهم نفسهايم را با نفسهای تو قاتی کنم
تا از اين نفس بريدگی در زندگی نجات يابم .اری عشقم
مي خواهم زربان قلبم رو با سينه نرم و گرمت احساس کنی که برای تو پر پر مي زند و
می گويد دوستت دارم تا زنده هستم می بوسمت
دوست هميشگي تو
من هستم تا که زنده هستم
من تو رو می پرستم
.jpg)