Thursday, February 08, 2007

عشق را تقسیم کنید

عشق را تقسیم کنید
باید عشق را به سه قسمت تقسیم کنید
وقتی که برای اولین بار چشمهایم
در چشمهای شما درخشید شما را با قلب احساس کردم
نمی دانم چرا و چگونه ولی خیلی دوست داشتم
حرف دلم را بشما بگویم
از زندگی از عشق و از دوستی
من در ذهن کوچکم زندگی رو به سه قسمت تقسیم می کنم
یکی عشق به مادر و خانواده که از بچگی شروع می شود
و تا مرگ ادامه دارد هیج فکر کرده اید وقتی مادری بچه اش را دوست دارد
او را در بغل می گیرد و میفشارد و
غرق بوسه می کند احساس خۆشبه ختی را باو هدیه می کند
و در عوض بچه هم این احساس را در قلب خود حس می کند
این یک عشق خانوادگی است که هر گز تمام شدنی نیست دوم عشق جوانی عشقی که در سن جوانی به بلوغ می رسد که هر دختر و پسر
در زندگی این عشق را برای یک یا چند بار احساس می کنند و عمر جوانی را با
علاقه و شور و عشق عاشقانه دنبال می کنند بدون خواست جسم خود با قلبی عآشقانه
در اغوش عشق فرود می روند و گرمی ان را احساس می کنند سوم عشق و دوستی عشق به یک رفیق است که او را در قلبت احساس کنی و
بتوانی این عشق را در قلبت نگه دارید تا تمام نشود یا از دست نرود میدانید چرا چون چیزهای ناگفته زندگی را که در وجود تمام انسانها نهفته است می توانید
باسانی با رفیق خود در میان بگذاری و ناگفته هایمان را در دل در اوریم
و از او راهنمایی بخواهیم برای این ما همیشه به یک رفیق خوب نیاز داریم
تا غمهای در دل نهفته را باو بگویم و دلمان را ازار ندهد چون نمی توانیم، ازادانه همه حرفهای دلمان
را پیش پدر و مادر و خانواده و کسی که دوستش داریم باسانی در میان بگذاریم
اری اینجاست که ما به یک رفیق لایق نیاز داریم تا عصای دستمان شود همدرد غمها و شادی های ما باشد
و رفیق می تواند راه درست زندگی کردن را بشما یاد دهد و شما را در زندگی همراهی کند
برای این است که باید قبل از هر چیز بفکر این باشید که این رفیق خوب و لایق را برای خودتان پیدا کنید
تا شما را در زندگی همراهی کند و همرا شما راه زندگی را بپیماید