Friday, June 22, 2007

شبنم سحری

شبنم سحری شیرینی شبنم سحر صبهگاهی را
با قشنگی باران اغازکردم در کوچه ها ی غربت دارم جاده های خلوت رو
با پاهای خسته می پییمایم برگهای تازه سبز رو که با شدت باران
اشک اسمانها کنده شد ه اند می بینم که کنار جاده که شبنم بهاری
روی انها نمایان است زیبایی قشنگی رو به طبیعت بخشیده است زیبای این شبنم و این
مینوی شیرین طبیعت زیبا و اون شبنم سحر زیبا که قلب من را فرا گرفته است هر دو نمایان گر یک عشق و عاطفه و دوستی است که هرگز پایان نخواهد یافت شبنمی سر شار از عشق که بر برگ گل نشسته است و شبنمی که در این سحر زیبا و شیرین که مانند قطره ی از محبت بر دل من نشسته است چه زیباست و چه رویایی مانند مینو یی شیرین که شیرینی ان تمام وجودم رو فرا گرفته است و این طعم لذت بخش رو برای تمام عمرم در وجودم حفظ خواهم کرد
که هر گز. مینوی قشنگ و شیرینی شبنم را در این سحر صبحگاهی فراموش نکنم