Wednesday, August 08, 2007

چرا سکوت

چرا سکوت یک مدت است که تو من و از یاد بردی غمی سنگین در دل من که تو کاشتی با سکوتت روح من و ازار می دی این درد بی تو یی مانند یک زهر تلخه کاش می بودی که ببینی از دوری محبتت رنگم زرده خونه من در سکوت تنها یی و غم گران دیوارهایش همه رنگ غم گرفته دل غمگین من دیگه به هیچ چیزی خوب نمیشه چرا تو این کار و کردی که غمگین باشم همیشه