Monday, January 28, 2008

به اینه نگاه کن

به اینه نگاه کن
خودت رو ببین
اشکت چگونه در خونه چشمهایت حلقه زده است وجودم رو حس کن که من ان قطره اشکم ان قطره اشک گویای چشمهایت
تو قلبم رو چنان اینه شکستی
نمی دانم ایا گریه مردی رو دیده ای
که چگونه برای عشق از دست رفته اش میگرید
واشکی لرزان بروی گونه های تبدار و
نا امیدش فرو می ریزد با اینکه من وجود تو هستم
تو قلب من هستی و
حرف اشکهای نهفته شده چشمهای قشنگ تو عجیب است که می بینم
تواینقدربیوفا وراه جدایی را
پیش گرفتی تو مرا می سوزونی
و ذره ذره اب می شوم وجود تو نمی توانست اینگونه بیوفا باشد
تو قلبم رو شکستی و غرورم رو زیر پاهای خودخواهت له کردی تو نمی دونی زندگی بدون تو چون زندون و مردن چه اسون است و من نمی دانستم که امروز چقدر زود فرا می رسد