Sunday, February 24, 2008

اشک زیبا

اشک زیبا
امشب در خلوت و تنهایی
روبروی پنجره نشسته ام و
به بیرون نگاه می کنم
رخسار تو در ستاره ای نمایان گشته است
که مانند عسل شیرینی زندگی
و زیبایی ستاره بر فراز عشق پا نهاده ای
به تو می نگرم که برای اخرین بار
چشمهایت رو دیدم
قطره های اشک
در چشمهای زیبایت حلقه زده بود
اشکی پر از حرفهای ناگفته قلب تو بود
که به من نگاه می کردی کاش کنارت بودم
و با دستهای رنج دیده ام
قطره های اشک رو بر گونه های زیبا و ناز نازی تو رو پاک می کردم
عزیزم زندگی من و شیرینی امیدهای اینده قلب پر از دردم
قشنگترین گل مهربانی که به قلبم ارامش بخشیدی
امشب رو به یاد تو در بستر خواب رویایی می خوابم
ولی قلبم همیشه برای تو می ماند
چون عشق تو امیدی تازه به زندگی من بخشید