Saturday, March 15, 2008

زیر باران

زیر باران
نازی من به شونه هام تکيه بده زير باران بهاری تو رو به خودم فشار مي دهم و زير چتر کوچکي که تو دستهای هر دوی ماست جادهای خلوت و غربت رو با هم مي پيماييم نازنينم عسل شیرین شیوه شیوای زندگی من چقدر زيباست و چه رويايي و عاشقانه که هر بار صدای نرم باران موزيکی دلنشين به وجود ما و عشق ما بخشيده است و هر دوی ما باران رو دوست داريم و راه رفتن زیر چتر اسمام بهاری و باران زیباترین لحظه های قشنگ عشق ماست و رسيدن بهار بهار عشق و بهار زندگي من و به خودت فشاربده تا دراغوش گرم تو احساس ارامش کند این قلب پریشان و پر از عشق و محبت من که تنها برای تو می تپد و لبهايت رو براي چند لحظه روي لبهايم بگذار تا وجودم رو از نفسهای گرمت گرم کنی و گرمی زندگی دوباره رو تو وجودم پديد اوريد اميد زندگی و ارزوی همه وجودم امروز زير چتر اسمون و زير باران و چتر کوچک زندگي و قلب من و تو رويايی از عشق مي سازيم تا براي هميشه جاودان بماند و من و تو رو برای هميشه به هم پيوند دهد يک پيوند دوستی و صميمی که هرگز جدا شدنی در کار نباشد عشقی که همه وجود ما رو از غمهايمان پاک کنه و ديگه حس تنهايي نکنيم و جاودانه بماند