Monday, January 14, 2008

اغوش جادویی

اغوش جادویی در زندگانی احساس تنهایی تمام وجودم رو فرا گرفته است به تو فکر می کنم به اغوش جادویی تو که مهر دوستی و عشق رو در وجودم زنده می کنی به اغوش گرم تو که گرمی قلبت رو روی سینه ام حس می کنم که با تپش ارام ونرم خودبه من میگویی که دوستم داری به اغوشت نیاز دارم تا روحم رودر روح و وجود تو ببینم تا نفسهایم رو در گرمی نفسهای تو حس کنم تا دستهایم رو درور کمرت بگیرم و تو روتند به خودم فشار بدهم تا حس کنی که من و تو تنها یک جسم و یک روح و یک قلبیم برای همیشه با هم خواهیم ماند
چون من دیگه تاقت غم جدایی رو هرگز ندارم
از تنها بیزارم
پس بیا گل نازنینم تا مهر و محبت رو در اغوش جادویی تو بیابم که به اون نیاز دارم برای همیشه