اغوش جادویی
در زندگانی احساس تنهایی تمام وجودم رو فرا گرفته است
به تو فکر می کنم
به اغوش جادویی تو
که مهر دوستی و عشق رو در وجودم زنده می کنی
به اغوش گرم تو
که گرمی قلبت رو روی سینه ام حس می کنم
که با تپش ارام ونرم خودبه من میگویی که دوستم داری
به اغوشت نیاز دارم تا روحم رودر روح و وجود تو ببینم
تا نفسهایم رو در گرمی نفسهای تو حس کنم
تا دستهایم رو درور کمرت بگیرم و تو روتند به خودم فشار بدهم تا حس کنی که من و تو تنها یک جسم و یک روح و یک قلبیم برای همیشه با هم خواهیم ماندچون من دیگه تاقت غم جدایی رو هرگز ندارم
از تنها بیزارم
پس بیا گل نازنینم تا مهر و محبت رو در اغوش جادویی تو بیابم که به اون نیاز دارم برای همیشه