تو شمع و من پروانە
تو اتش ان شمع فروزانی کە همیشە جاودانی
من اون پراونە عاشق کە همیشە دور تو میگردم
تو بالهایم رو می سوزانی و من باز دوستت دارم
تو قلبم رو می سوزانی و من باز دوستت دارم
در پای اتش تو می میرم و باز می گویم برای عشق تو می میرم
اخ . چرا باید من هی بسوزم و تو بودن من رو درکنار خودت حس نکنی
چرا باید تو مرا بسوزانی و من باز دوستت بدارم
من باید در راه عشقی بسازم و بسوزم و بمیرم Monday, May 17, 2010
تو شمع و من پروانە
تو شمع و من پروانە
تو اتش ان شمع فروزانی کە همیشە جاودانی
من اون پراونە عاشق کە همیشە دور تو میگردم
تو بالهایم رو می سوزانی و من باز دوستت دارم
تو قلبم رو می سوزانی و من باز دوستت دارم
در پای اتش تو می میرم و باز می گویم برای عشق تو می میرم
اخ . چرا باید من هی بسوزم و تو بودن من رو درکنار خودت حس نکنی
چرا باید تو مرا بسوزانی و من باز دوستت بدارم
من باید در راه عشقی بسازم و بسوزم و بمیرم Thursday, April 01, 2010
گریههای من
Sunday, February 28, 2010
می خواهم برات بنویسم
می خواهم برایت بنویسم
از روزهای اشنایی و با هم بودن
از اون وقتهایی که همه وجود تو من بودم Thursday, February 18, 2010
لحظههای با تو بودن
لحظههای با تو بودن
هر روز به فکر انروزهایی هستم که با تو بودم
همانروزهایی که قلب پاک و معصوم تو Friday, February 12, 2010
رههگذر خسته
Saturday, February 06, 2010
هرگز التماس نکن
Tuesday, January 05, 2010
میان من و تو
میان من و تو
فاصلهای دراز است به پهنای دوری همه جادهای شهر
به دوری همه کوهای بلند و دوری زمین و ئاسمان
چقدر رنج اور است این زندگی
مانند یک سکوت مرگ است
همیشه اغوشم باز خواهد بود برای در اغوش گرفتن تو
نمی دانم امیدوارم از انتظار اومدن من چشمهایت خسته نشود
نمی دانم می رسم یا نه
نمی دانم کی می تونم بر گردم
نمی دانم این قلب من می تونه زنده بماند یا نه
نازنینم تنها قول بده بگو که می مانی
قول بده برای همه زندگی با من بمانی
بگو که این همه انتظار طولانی من رو روزی بپایان خواهی اورد
بگو که اغوش گرم تو روزی گرمی زندگی من خواهد شد
بگو که قلب تو همیشه با من است و می مانی برای همیشه Sunday, January 03, 2010
شب پر از انتظار من
Tuesday, November 10, 2009
در تمام کشورهای اروپایی نروژ در رده اول مصرف کنندگان مواد مخدرقرار گرفت
در تمام کشورهای اروپایی نروژ در رده اول مصرف کنندگان مواد مخدرقرار گرفت
وقتی که حرف از مصرف مواد مخدر می کنیم خیلی وقتها فکر انسان فوری به یک کشور عقب افتاده مشغول می شود، ولی این بار خوب دانستم که در مورد یک خبر مهم که از رسانه دولتی این کشور یعنی کشور نروژ پخش شد حرفی گفته باشم خبری که نروژ رو در رده اول مصرف کنندگان مواد مخدر خواند که جای تاسف است که در یک کشور اروپایی اینقدر رواج مواد مخدر زیاد شده که کشور نروژ به رده یکم اون رسیده است
مطمئن هستم که هر چی در این مورد گفته باشم باز هم کم گفته ام ولی من بدنبال چیزی ههتم که مدتهاست مغز من رو به خودش مشغول کرده است و هر کسی یک بار از هر شهر و کشوری تنها یک بار راهش به اسلو پایتخت این کشور رسیده باشد و از طرف سنتروم شهر و نزدیک ایستگا قطار این شهر و پهلوی اسلو سیتی بازار بزرگ پر رونق اسلو رد شده باشه می بینه که مرد و زنهای زیادی کنار یک جاده و در حال خمار و بیهوشی افتاده اند که تعداد اونها از صدها نفر بیشتر و هر روز هم به انها افزوده می شود ، جای تعجب این است که پلیس هم بعضی مواقع دور اونها هستند و هیچ عکس و عملی نشون نمی دند در برابر این همه معتاد افتاده تو جاده بزرگ شهر اسلو پایتخت کشور نروژ
برای جواب به بعضی از سوالهای خودم خوب دانستم که با چند تن از اون معتادهای کنار جاده سخنی گویم شاید بتونم و بدونم مشکل این همه معتاد شدن این همه مردم چیست
اول به پیش یک مرد جوان روفتم که اسمش ارفوف بود از او سوال کردم که چگونه دچار این درد خانمان سوز شده
در جواب گفت
من در دبیرستان بودم که بیشتر جوانهای دختر و پسر اونجا دچار کشیدن سیگار شده اند روزی از یکی از دوستهام درخواست یک سیگار کردم
او هم سیگاری به دستم داد و من هم وقتی که کشیدم دیدم این با اونهای دیگه فرق می کنه اول خواستم نکشم ولی حس کردم که مغزم داره کمی اروم می شه و دیگه از اون روز من شدم به یکی از مصرف کنندگان مواد مخدر و خانوادهام من و بیرون کردند و هر چیزی که در زندگیم داشتم از دست دادم حتی درسهام هم و می بینی حالا کنار جاده افتاده ام اگه نون اون رهگذران نباشه که از اینجا رد می شوند من و خیلی ها اینجا از گرسنگی می میریم
با تاسف نگاهی به اونور کردم یکی از زنها رو دیدم که مشتاق حرفهای ما شده بود از او خواهش کردم که داستان معتاد شدن خودش رو بازگو کند
گفت اسم من کاترین است
من با یک مرد زندگی می کردم البته ازدواج نه تنها سامبور بودیم به معنی با هم بودن بدون ازدواج، بچهدار شدیم و بعد بر اثر مشکلات و اختلافاتی که با هم داشتیم از هم جدا شدیم او می خواست بچه رو برای خودش ببرد ولی قانون نروژ بچه رو به من داد و در شرایطی که پدر او هم هر دو هفته یک بار او رو پیش خودش ببرد ولی اون مرد قبول نکرد و رفت و من و بچه رو برای همیشه ترک کرد
من ماندم و بچهام با کوله باری پر از غم همیشه غصه می خوردم تا اینکه دچار سر درد شدید شده بودم، هر بار به دکترم مراجعه می کردم می گفت که دچار نگرانی عصاب شده ای و مقداری درمان برایم تجویز می کرد که اغلب انها درمانهای خواب اور و مخلوط مورفین بودند با اونها گیج می شدم و اولهاش بیشتر خوابم می برد همینکه معتاد قرصها شدم دیگه اونها جواب نمی داد و بیشتر وقت بیدار می ماندم به دکتر عصاب مراجعه کردم اونهم درخواست کم کم ترک دارو و تقویت روحیه کرد تا اینکه یک زندگی نو بسازم ولی حیف یکی از روزهای تابستانی بود که بایک زن دیگه از دوستهام کنار دریا رفته بودیم و از نگرانی خودم براش می گفتم او هم مواد مخدر رو به من پیشنهاد کرد تا اینکه از این فکر کردن خلاص شوم ولی نمی دونستم دچار چاهی سیاه می شوم که هرگز تموم شدنی در کار نیست . اولهاش مانند یک شوخی گرفتم ولی بعدها او برام اورد تا اینکه معتادم کرد من یک سگ و یک دختر داشتم اینقدر وزعم وخیم شد که دولت نروژ هم سک و هم دخترم رو از من گرفتم و بردند برای خودشان می گفتند تو نمی تونی دیگه به انها رسیدگی کنی و همه زندگیم رو از دست دادم می بینی افتاده ام کنار جاده و به روزی دچار شده ام که دیگه باید تنها منتظر مرگ باشیم
اره این زندگی تنها دو نفر از صدها نفر افتاده است که دچار این مواد مرگ بار شده اند و هر روز به تعداد اونها افزوده خواهد شده وایی که چقدر سخت است در کشوری که باید زندگی اموخت ، صدها نفر زندگی رو از دست می دهند
این بالا رفتن امار در این کشور یک زنگ خطر است برای ما پنهاهندگانی که اینجا زندگی می کنیم هر چند در میان اون همه جمعیت دچار شده هم پناهندگانی می بینی که متاسفانه دچار این درد بی درمان شدهاند
ولی توصیه بر این است که باید ما سعی کنیم مردم خودمون رو از این مواد نفرت اور مخدر و خطرناک که باعث بر بادی همه زندگی انسان است دوری کنیم
و هوشیاری رو در مغز بچهها و جوانهامون بیشتر کنیم تا در این کشور غربت دچار چنین درد بی درمان مرگ بار نشویم
سمکو بیکه س
www.ranginkman.blogspot.com
smko30@yahoo.com Tuesday, November 03, 2009
بی تو تنهام
Sunday, October 18, 2009
توای همیشه امیدم
Wednesday, August 26, 2009
غم امشب
غم امشب
امشب تو دلم غمی دارم
می خواهم گریه کنم
اشکهایم رو با قطرههای باران همراه کنم
اشکهای پاک و قشنگ اسمانی
نمی دونم چرا این روزها بیشتر به تو فکر می کنم
و همیشه به یاد تو هستم
تا حدی که حس می کنم تو رو می پرستم
عزیز من تو هم به خونه قلبم بیا امشب
می خواهم سرم رو روی سینه نرمت بگذارم
تا با دستهایت اشکهای پر از غمم رو پاک کن
تا اینکه هر چی غمی که من دارم تو اغوش تو بریزم
با عشقی جاودانه دستهایم رو بگیر
لبهایت رو ی لبهای خشکم بگذار
تا با لبهایت نفسی تازه به زندگیم ببخشی
به چشمهایت بگو عاشقانه نگام کنه
می خواهم حس قلب تو رو بیان کنه
نکنی عزیزم دراین شب پر از غمم من رو تنها بگذاری
اخه عزیزم وقتی تومن و تنها بگذاری قلب من هم می میرد
چون طاقت دوری تو رو نمی پذیرد
جدا شدن برام سخته
تحمل این غم سنگین رو ندارمچون تویی که قلب منی گر تو نباشی من هم زندگی ندارمWednesday, August 19, 2009
قلبم برای تو می تپد
قلبم برای تو می تپد
ای امید همه امید هام
ای پری اسمانی
ای ارزوی زندگانیم
این همه عمر جوانیم
به تو می اندیشم
و تنها قلبم برای تو می تپد
به عکس تو نگاه می کنم
چشمهایت پر از عشق
قلبت پر از احساس و محبت
گونههایت سیب سرخ ارغوانی
اغوشت پر از عشق جوانی
دستهایت اماده برای اغوش گرفتن
لبهایت برای بوسیدن
نازنیم تو که همه فکر و خیال منی
تو که شب و روز باعث زنده بودن حال منی
تو که هر جا و همه وقت مال منی
به تو می اندیشم
که قلبم مال توست
قلبی که سر شار از عشق و امید است
قلبی که مانند یک صفحه سفید است
پس هر چی تو دوست داری روی اون بنویس
چون تنها تو هستی همه هستی هستی من
عزیز زندگانیم
قلبم رو به اغوش گرم تو می سپارم
چون من در زندگی تنها تو دارمSunday, August 02, 2009
پری زندگانی من
Monday, June 01, 2009
منتظرم بیایی
منتظرم بیایی
مدتی است دلم خیلی گرفته
مدتی است که تو نیستی و من همیشه چشم انتظارم
عزیز دل ای امید زندگانیم
ای نوید همه عمر جوانیم
بیا که انتظار سخته برام
نمی تونم که بمونم در تنهایی بیشتر از این
نمی تونم که بکشم درد سخت جدایی را
پس تو بیا به یاد اون روزهای زیبای با هم بودن
روزهای گذشته شیرین من
من و از این انتظار تلخ زمان نجات بدهSunday, May 10, 2009
دسته گل برای مادرم
Saturday, May 09, 2009
چشم به راه توام
Saturday, April 25, 2009
به یاد تو مادرم
به یاد تو مادرم
مادرم باز امشب در غربت و تنهایی
دلم پر از درد و غم است
امشب به اسمان نگاه می کنم
تو رو در نور ستارهای می بینم که روبروم
دارد می درخشد
نمی دانم درد غربت و انتظار کی به پایان خواهد رسید
نمی دانم کی می تونم بر گردم
تا که خود را در اغوش گرم تو ببینم
تا که به ارزوهایم برسم و موهای سفید و برفی قشنگت رو با دستهایم شانه کنم
می دانم چشمهای پر انتظار تو همیشه رو به در است
می دانم اشکهای چشمهایت همیشه حلقه زده است
می دانم همیشه قلب تو در انتظار امدن من است
من هم همیشه با خیال تو و با روح تو زندگی می کنم
تو تنها ستاره درخشان اسمان زندگی غربت منی
که همیشه و همه جا همراه منی
ای مادرم
عزیزترینمThursday, April 09, 2009
بهار تنهایی
Friday, March 20, 2009
سال نو مبارک
Friday, February 13, 2009
گل و قلب
گل و قلب
برای روز من و تو
برای روز عاشقان
امروز خواستم یک شاخه گل برایت هدیه بگیرم
ولی قلبم به من اجازه نداد
گفت قشنگترین هدیه
یک بوسه لبهایم برای لبهای شیرین توست
بوسه برای گونههای سیب سرخت
عزیزم می خواهم در اغوش گرم تو امروز
روز عشق رو با قلبی ارام سپری کنم
تا که روی سینه نرمت
ارامشی روحی ببینم Sunday, February 08, 2009
راز اشکهام
راز اشکهام
اشک در چشمهایم حلقه زده است
مانند میهمانی کوچک که همیشه غم غربت و دوری را در درونم
کسی چه می داند راز اشکهایم رو کی ماخواند
چون امروز حس می کنم من در زندگی و عشق شکست خوردهام
وقتی به مخمل گیسوانت فکر می کنم
که روی گونههایت پخش می کردی و
با نگاه عاشقانه چشمهای گرسنه عشق من و می بردی
تا با نازهای فراوان قلب پر از Sunday, January 18, 2009
شب انتظارم بیایی
Thursday, January 01, 2009
امشب من
Thursday, December 11, 2008
امشب برای تو می نویسم
Wednesday, November 12, 2008
اغوش گرم تو
Saturday, October 04, 2008
برگ ریزان
برگ ریزان
پاییز است و برگ ریزان
باران اشک اسمانها با باران برگهای درختان
چه زیباست اسمان پر از شور و هیجان
در کشور برف و باران
دور از دیار یاران
در غربت و تنهایی
زیر باران پاییزی و زیر باران ریزش برگ زرد شده درختهای تنومد
که همه این کشور پهناور رو فرا گرفته است
باز من و چتر کوچکی همراه با
خیالهای بی پایان
تا روزی پدید اید همه ارزوهایمان
باز بیاد باز گشتن به وطن و به امید ازادی و تو رو در اغوش گرم گرفتن
تا به تو گویم دیگه با هم هستیم و با هم می مانیم تا زنده هستیمMonday, September 15, 2008
سکوت شب
سکوت شب
امشب سکوت همه جا رو فرا گرفته است
امشب شمعها از دوری تو خاموشن و روشن نشده اند
امشب خواب از چشمهایم پریده و من موندم و بی خوابی و تنهایی
امشب باز بیاد تو در خلوت بیداری شب رو می خواهم به سحر برسانم
باز من و سکوت و تاریکی و تنهایی
باز من و اشک چشمهای اسمان و گریه های باران
باز من و قطره های اشک لخزان روی گونه های پر از غم غربت گرفته ام
چقدر سخت است دوری و تنهایی و بی تویی
می خواهم همه شب رو بیدار بمونم و چشمهایم تنها به پنجره خیره کنم
تا شاید تو رو در تاریکی خلوت و تاریک روبورویم مجسم کنم
نازنینم شیرینی شیرین ترینم
باز بیاد تو و در این شب پر از سکوت
در انتظار اومدن تو و دیدن و اغوش گرفتن دوباره
بوسیدن لبهای پر از مهر تو
تا گرمی قلب گرمت رو تو وجودم حس کنم و همه وجودم رو گرم کنی
با قلب سرشار از محبت و گرمی وجودت
دوستت دارم هر جا باشی و هر جا باشم برام مهم نیستSunday, August 31, 2008
دل بیقرارم
Thursday, August 07, 2008
ماه من غصه نخور
ماه من غصه نخور
می دونم ز تو دورم
ولی قلبم مال توست
عشق من غصه نخور
می دونم با سکوتم دچار غم شده ای
ولی باز دوستت دارم تا زنده هستم
نازنینم غصه نخور
با تو هستم تا بمانم و بمانی
دوستت دارم تنها ستاره زندگانی
مهربونم غصه نخور
تا تو دارم غم ندارم
از عشق که من کم ندارم
شیرین من غصه نخور
گریه نکن اشک گل گریه شبنمهاست
امید من غصه نخور
زندگی بی غم نمی شه
عشق بی گریه در دنیا هرگز که پیدا نمی شه
ماه من غصه نخور
با هم باشیم تو همه جا
دعا کنیم هرگز از هم نشیم جداWednesday, July 30, 2008
باز دوستت دارم
باز دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
مطمئن باش هر گز نظرم رو عوض نمي کنم
چون واقعا دوستت دارم
کاش می دونستی
وجودم چه نيازی به وجود تو دارد
کاش مي دونستی که قلبم هميشه به ياد توست
و در انتظار است
کاش مي دونستی اين روزها هميشه در فکر تو هستم
کاش مي دونستی که تو رو می پرستم
نازنينم
به ياد تو
و به ياد با تو بودن
شب و روزهای زندگي رو سپری مي کنم
چون دوستت دارم
بيشتر از اونی که تو فکر مي کردی و می کنی
بيشتر از هر کسی و هر چيزی
به تو نياز دارم
چون قلب پريشان و تنهايم
در انتظار
تنها يک واژه قلب توست
تنها حرفی که روحم رو به شادی بکشآنی
نازنينم
اميد ی که تو قلبم
هميشه زنده خواهی ماند
مطمئن باش
دوستت دارم
تا روزی که زنده هستم
به ياد تو و برای تو
است تپش قلبم
پس عزيز مهربانم
با من بمان
که موندنت در کنار من
بخشيدن زندگي دوباره به روح و قلب من است
دوستت دارم
براي هميشه
و همه زندگيمWednesday, July 16, 2008
باز بیاد تو
باز به یاد با تو بودن
روزهای دوری رو سپری کردم
تو همه وجودم بودی و من هم همه فکرم به تو بود
کاش می دونستی که چقدر دوستت دارم
که در دیار غربت پر از غمم قلبم تنها به خاطر تو زنده ماند و
ارزوی بر گشتن به اغوش گرم تو Thursday, June 12, 2008
هرگز فکر نمی کردم
Monday, June 09, 2008
بر می گردم
بر می گردم
این روزها خیلی دلتنگم برایت نمی دانم چرا
امیدوارم که این انتظار طولانی نباشد
بر می گردم
چون قلبم مال توست
پس باید برگرده برات
بر می گردم چون روحم مال توست
پس منتظرم بمون
بر می گردم جون احساسم مال توست
وجودم مال توست
روحم مال توست
پس نازنینم
از انتظار خسته نباش از انتظار
چون همه وجودم با توست
و برای همیشه مال توست
این روزها چقدر دلم تنگ است و چقدر بی تابانه
بدنبال نگاهت نگاهم تو رو می جوید
چقدر عاشقانه مشتاق دیدار تو هستمThursday, May 29, 2008
پری زندگانی
بی تو هرگز
بی تو هرگز
شبهای بی تو بودن رو چگونه پر کنم
که هرگز توان جدایی رو ندارم
و نمی دونم که چرا حس می کنم
اینقدر من تو رو دوست دارم
که همیشه به تو نیاز دارم
نازنینم
بی تو جایی برای موندن نیست
چون قلبم خیلی تنهاست
امروز من حس کردم که تو دوستم نداری
و می خواهی من و برای همیشه در عشق تنها بگذاری
ناز دلم قلبم بدون تو دیگه هرگز ارامش نخواهد داشت
پس وجودم رو با وجودت گرم کن
تا تنهایی وجودم رو ازرده نسازد
به تو نیاز دارم
بیشتر از اونی که تو فکر می کنی
بیشتر از اونی که تو می خواهی
بیشتر از اونی که تو می دانی
پس گلم
با قلب من بمان در زندگانیTuesday, May 27, 2008
دوستت دارم به زبانهای دنیا
دوستت دارم با زبانهای مختلف دنیا می دونم با هوشی ولی این ها هم یاد بگیر و
هر روز به عشقت با یک زبان بگو دوستت دارم
1- Kurdish : xoshm dawei 2- English : I Love You 3- Norway :Jeg Elske deg 4- Persian: Dooset daram 5- Italian : Ti amo 6- German : Ich liebe Dich 7- Turkish : Seni Seviyurum 8- French : Je t'aime 9- Greek : S'ayapo 10- Spanish : Te quiero 11- Hindi : Mai tumase pyre karati hun 12- Arabic : Ana Behibak 13- Japanese : Kimi o ai shiteru 14- Yugoslavian : Ya te volim 15- Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 16- Russian : Ya vas liubliu 17- Romanian : Te iu besc 18- Vietnamese : Em ye Ha eh bak 19- Syrian/lebanese : Bhebbek 20- Swiss-German : Ch'ha di ga"rn 21- Swedish : Jag a"Iskar dig 22- Africans : Ek het jou li 23- Dutch: Ik hou van jou 24- pakistan: Men tumse pyarkarta.karti 25- somaliya:waa aankujeclahay
Sunday, May 25, 2008
تپش قلب من
تپش قلبم من
تپش قلبم رو گوش کن
که عشق در ان مانند روباری خروشان
موج می زند
نوشته هایم مانندی دفتری پراز خاطرات
بیانگر احساسات قلب من است
پس نازنینم
به خوبی انها رو بخوان
تا از هر کلمه نوشته من تپش قلبم رو احساس کنی
می خوام دفتر قلبم رو همیشه باز بگذارم
تا احساسات محبتم رو که لبریز است در اغوش بگیری
تا با نوشته هایم بتوانی
جایی برای خود در قلبم باز کنی
قلبی که سر شار از ارزوست
سر شآر از عشق
و سر شار از محبت و دوستی
نوشته های من زبان گفتن من است
که به اسونی می توان
به انها پی برد
که کدامین حرف نگفته ای که برزبان نمی توانم بیاورم
در ان نهاده ام
تا تو به اسونی بتوانی اونها رو بخونی و
حرفهای این قلب عاشق مرا به
اسونی بخونی و در اغوش گرم خودت گیری
قلب پر ازعشق من همیشه باز است
پس اروم بیا و در این قلب پر از احساسم
که اشیانه ای ارام برای عشق توست
تو در قلب من بمان
تو بمان با اون قلب مهربانت
تا دیگه احساس تنهایی وجودم رو ازار ندهد
قلب من از احساس است
قلب من از شآدیست
قلب من از ارامش زندگیست
قلب من شاعر زیبای عشق است
قلب من مال توست
که تو زیبایی قلب منیشکوفه درختان
شکوفه درختان
درختان زیبای بهاری
شکوفه های قشنگ رنگاورنگ
که نشانگر بهار طبیت و بهار زندگیست
من و تنهایی و باران
ولی با قلب تو که همراه قلب من است
جاده های این سرزمین غربت رو زیر باران بهاری و زیر چتر اسمون با قطره های بارون
من و قلب تو و شکوفه درختان و باران بهاری
باهم همراهیم و حرف قلبمان رو به اغوش سکوت این غربت می سپاریم
اما سر شار از محبت برای دیداری دوباره
همه وجود ترو تو وجودم حس می کنم که بامن همراهی
و زیرچتر کوچکی که با صدای قشنگ باران
اهنگی زیبا به ارامی و سکوت راه بخشیده است
در اغوش من هستی و تپش قلب تو رو به خوبی حس می کنم
که تنها برای عشق ، عشقی جاودان می تپدبرای زنده ماندن و جوان ماندنSaturday, May 24, 2008
اغوش مهربان مادر
Friday, May 23, 2008
در انتظار تو
Sunday, May 18, 2008
عشق ممنوع
Sunday, May 04, 2008
مادر ستاره درخشانم
Thursday, May 01, 2008
شب بیدار من
Saturday, April 19, 2008
رویای شب
رویای شب
امشب به یاد تو سر بر بالین این زندگی تنهایی می گذارم
تا رویای رویاهایم رو در آغوشم بگیرم
تو هم گل نازنینم
من و تو اغوش گرمت به ارومی حس کن
که من تو و اغوش گرم تو رو حس می کنم با تموم وجودم
امشب دیگه تو تنها نیستی یک پرنده کوچک مهمان قلب توست
من و به ارومي توي اغوش مهربون گرمت بگیر
من سرم روي سينه هات می گذارم به ارومی تپش قلب تورو حس می کنم که برای یک عشق جاودانی می تپد
و دارم به حرفهات گوش مي کنم
بامن درد دل کن که قلبت رو می گشایم
راه زندگی و عشق رو در پیش رویت می نمایم
کلید مشکل گشا من هستم
من عاشقم دوستت دارم
من تو رو می پرستم
گل نازم
تو هم با دستهایت موهایم رو نوازش کن
اون دستهايي که مانند شانه توی موهای سرم رفته
و هر تار مويم رو با نرمی دستهايت حس ميکنم
اروم،اروم
گل من موهایم روبرام شانه کن و
قصه ناتموم عشق رو
براي
زندگي دوباره اغاز کن
تو محشر عشق
و عاتفه زندگي هستي
و پری پروانه پرناز زیبایی پرواز
تو
رويايی
روياهای زندگی
بايد رويا هايت رو
براي اينده ای
بهتر بسازی
تا با رویاهای قشنگ امشب من هر دو یکی شود
تا نور درخشان مهتاب رو در اغوشت حس کني
ان پرنده کوچک
که براي قلب مهربون تو پر مي زند
تا در اغوشت
کمي
ارام بگيرد
گل نازم
با لبهای
نازنينت
نفسهایم رو تازه کن
که خسته راه دورم
و مي خواهم
رواي سينه تو ارام بگیرم
اي مهربون ترين مهربونم
اغوش گرمت تو
از ان من است
تا رویای این شب رو بگرمی اغوش نرم تو بسپارم
تا ديگه حس پروازبه فراموشی بسپارم
وبرای همیشه در بيابانهای بي کران زندگی
در کنار قلب مهربونت ارام بگير
رویایم امشب من رو
براي هميشه و همه زندگي در اغوشت بگير
که به تو نياز دارم
رويای روياهای تنهاييم که امشب رو به رویای با تو بودن می سپارمMonday, April 07, 2008
چک چک باران
چک چک باران
باز باران
باران بهاری
امشب در تاریکی شب
باران که بر شیشه پنجره اتاقم می کوبد
موزیکی دلگیر نرم به این خاموشی شب بخشیده است
چقدر قشنگ و زیباست
که این شب پر از سکوت و را با این نوای دلنشین چک چک باران پر کرده است
تو می دانی من باران رو دوست دارم
چون اولین حرفهای عاشقانه ما درزیرچتر اسمون و
زیر باران بهاری بود
که به تو گفتم که دوستت دارم برای همیشه و
از ان روز به بعد
من تو و باران رو دوست دارم و
مانند دو دوست همیشگی با هم خواهیم بود و خواهیم ماند
برای همیشهTuesday, April 01, 2008
گل بنفشه
گل بنفشه
گل بنفشه من
گل قشنگ من فرشته راه زندگیم
روزهایی است غم دوری در سیمای من پیداست
سالهاست در این دیار غربت و تنهایی قلب من در اتاقم تنهاست
چهار دیوار اتاقم غمی سنگینی گرفته
تنها به یاد تو و با خیال با تو بودن
دوری راه رو می پیمایم
تا که قلبم به تو رسد
اروم شود در اغوش گرم شما همه جانم
عزیز من
روزهایی است خواب امید بر گشتن برای دیدار تو در قلب من بیشتر شده
ارزوی با تو بودن مانند شمعی روشن است در قلب من
که قلب من در کنار قلب تو است که زنده است
ارزومه که بر گردم
در اغوش نرم توکمی ارام بگیرم
ارزومه روزی باشد
که بر گردم Sunday, March 30, 2008
هر شب به یاد تو
هرشب به یاد تو
نازنینم پنجره را باز بگذار
تا این پرنده کوچک خوش قلب و زیبا
اروم بیاد خونه شما
پر مي زنم
و از پنجره اتاقت
که برای من باز گذاشته ای داخل می ایم
تو روی تخت خوابت دراز کشیده ای و من ارون و بی صدا
سرم راروي سينه های نرم تو مي گذارم
تا تپش قلب تو رو حس کنم
اروم
اروم چشمهایت رو باز کن و
من و روی سینه ات ببین
که به یاد تو به خونه قلب تو و اشیانه تو امده ام
با دستهات
موهايم رو شانه مي کني
من هم خسته خسته
از غربت و دوري راه
اما در خونه تو و
در اغوش گرم تو
و روي سينه نرم تو
به تپش قلب تو گوش داده ام
که خيلي به تندي مي تپد
و هيجاني اون رو فرا گرفته است
اروم
سرت رو روي سرم خم مي کني
و موهات
بر صورتم
پخش مي شود
خنچه لبهایت که مانند گلی زیبا و قشنگ بهاری شکفته است
روي لبهايم مي گذاری
اروم من و میبوسی
من هم نفسهايم رو با تو يکي مي کنم
و خستگي راه و غربت رو
از درونم بيرون می کنی
و ديگه تو تنها نيستی
کسي تو اغوش توست
که دوست تو است و دوستش داری
کسی که عاشقانه تو رو دوست دارد
پس اروم
اروم
من و حس کن
تو وجودت تو قلبت و تو جسمت
که گرمي قلب من همیشه همراه توست
من و تند در اغوشت بگیر
تا خستگي غربت
رو در اغوش تو فراموش کنم
تا ديگه حس کنم تنها نيستم و تنها نیستی
و گرمي همه وجودت
وجودم رو گرم کند
مي بوسمت
لبهات اون لبهای عسلی شیرینت
که شیرینی اونها رو روی لبهایم حس می کنم
تو را نوازش می کنم
سينه هات
نرمي اونها رو حس مي کنم
و اغوشت مي کنم
که گرمي اغوشت رو تجربه کنم
پس اين پرنده
کوچک رو در اغوشت امشب جا بده
تا وجودت رو حس کنه
و همه وجود ت رو ببوست
تا دیگه وجودم با وجودت یکی شود برای همیشهThursday, March 20, 2008
نوروزتان پیروز
Wednesday, March 19, 2008
بهار و نوروز
بهار و نوروز
چه زیباست بهار و نوروز زندگانی
چه قشنگ است این عمر جوانی
به درختها نگاه کنی شکوفه های قشنگ
گلهای تازه شکفته در همه جا همه رنگ
چمن سبز و زیبا ی ارغوانی
پوشانده است همه جا
قشنگی و جوانی
جویبار بهاری
سرازیر از کوهها
نگاه کنی ببینی
این اب زندگانی
مردم دل شآد و خندان
خنده دارن بر لبان
این فصل زندگانی
قشنگترین جوانی
برای گشت و گذر
بیا بریم به سفر
سفر پر از ترانه
خاطرات جاودانه
برای عشق و رویا
زیبایی بهار را
با عهد با هم بودن
سرود عشق سرودن
دستت بده تو دستم
تو را من می پرستم
با هم بریم به سحرا
جایی پر است از گلها
گلهای رنگاو رنگ
زیبا است خیلی قشنگ
پروانه های شآدی
بال می زنند رو گلها
سرما تموم شد حالا
بیا بریم به سحرا
دیکه بهار شد بهار
فصل عشق و زندگی
چقدر زیبا و رویا





.jpg)
.jpg)







.jpg)
.jpg)

.jpg)